درخواست از خدا

درخواست از خدا
روزی مردی از خدا دو چیز درخواست کرد، یک گل و یک پروانه ، اما چیزی که خدا در عوض به او بخشید، یک کاکتوس و یک کرم بود.
مرد غمگین شد،او نمی توانست درک کند که چرا درخواستش به

 درستی اجابت نشده است.

با خود اندیشید و گفت: خدا بندگان زیادی داردکه باید به همه آن ها هم توجه کند

و مراقبتشان باشد، سپس تصمیم گرفت که دیگر در این باره سوالی نپرسید. 

بعد از مدتی ، مرد تصمیم گرفت به سراغ همان چیز هایی برود که از خدا

خواسته بود و حالا به کلی فراموش شده بودند.

 

در کمال ناباوری مشاهده کرد که از آن کاکتوس و پراز خار ، گلی بسیار زیبا روئیده

و آن کرم زشت هم به پروانه ای زیبا تبدیل شده است.

 

 http://samsam1356.blogfa.com/category/7/




۸ شهریور ۱۳۹۵ ۱۱:۲۶
تعداد بازدید : ۱,۰۴۹

نظرات بینندگان


نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید