"احساس تنهایی در دوران سالمندی و نقش خاطره گویی در کاهش آن"

"احساس تنهایی در دوران سالمندی و نقش خاطره گویی در کاهش آن"
از نظر روانشناسان اگزیستانسیالیسم (هستی گرایی)، انسان در خلوت خود با دو نوع تنهایی بنیادی روبرو است. این روانشناسان این دو تنهایی را تنهایی روزمره و تنهایی هستی‌شناسی می‌نامند، تنهایی روزمره بیشتر امری شخصی است و درواقع رنجی است که فرد به دلیل جدا شدن از دیگران متحمل می‌شود، این نوع تنهایی در اغلب اوقات از مواردی شامل: ترس از برقراری رابطه با دیگران، حس موردتوجه و علاقه دیگران نبودن و احساس مطرود شدن توسط اطرافیان را در برمی‌گیرد و به نظر همه ما کم و بیش یکی از این موارد را تاکنون در زندگی خود تجربه کرده‌ایم. به همین خاطر است که مهارت ارتباط مؤثر یکی از مهارت¬های ضروری زندگی می باشد و به ما می¬آموزد که چگونه با دیگران رابطه صمیمانه پایدار و باثبات برقرار کنیم.
تنهایی، نگرانی از مرگ را تشدید می‌کند، در فرهنگ ما اغلب دیواری از سکوت و جدایی اطراف مرگ کشیده شده است و هرگاه از مرگ سخنی به میان می‌آید دوستان و اعضای خانواده سعی می‌کنند از وارد شدن به آن اجتناب کنند، چراکه از این می‌ترسند حرفی بزنند تا به نحوی باعث ناراحتی اطرافیان شود؛ همچنین افراد معمولاً در مورد مرگ خودشان هم‌ صحبتی نمی‌کنند شاید جالب باشد، بدانید یونانیان باستان معتقد بودند وقتی زمان مرگ انسان فرا می‌رسد خدایان یونان هم احساس ترس می‌کنند!!
این تنهایی روزمره تأثیر خود را این‌گونه اعمال می‌کند، تنهایی ترس را تشدید می‌کند همچنان که ویلیام جیمز یک قرن پیش گفت: "هیچ تنبیهی بدتر و دردناک‌تر از این نیست که فردی توسط تمام اطرافیانش طرد شود و جامعه و هیچ‌کس توجهی به او نکنند."
نوع دوم تنهایی، تنهایی در عالم هستی است که ریشه در فاصله بین هر فرد با سایر افراد جامعه دارد. این فاصله درنتیجه این اندیشه به وجود آمده است که هر یک از ما به‌تنهایی به درون این عالم آمده‌ایم و مجبوریم به‌تنهایی خارج شویم. درواقع هریک از ما انتظار داریم که دنیا تنها به کام ما و فقط برای ما بچرخد. در قرن هجدهم امانوئل وانت این فرضیه را مطرح کرد که "همه ما وارد و ساکن دنیا شدیم که پیش از ما به خوبی ساخته‌شده و متعلق به همه ماست. " امروزه می‌دانیم که هر فرد با تکیه‌بر دستگاه عصبی و هوش خود نقش واقعی و مشخص خود را در این دنیا به عهده دارد. به‌بیان‌دیگر هریک از شما فاکتور¬های بالقوه‌ای دارید که هر وقت با موقعیت ویژه‌ای مواجه می‌شوید به‌طور ناخودآگاه و خودکار این توانایی به شما کمک می‌کند که با روش منحصربه‌فرد خودتان با آن برخورد کنید؛ بنابراین تنهایی در عالم هستی هم به سیستم بیولوژیکی شما و هم به دنیای غنی و معجزه‌آسای درونی شما برمی‌گردد که در هیچ فرد دیگری به همان شکل و روش، مطلقاً وجود ندارد.
 
تاریخ و افسانه‌ها لبریز از داستان افرادی است که می‌خواستند در مقابل تنهایی بایستند این‌ها همگی نشان از ترس هستی‌شناسی ما از تنهایی دارد اما ترس از سخن نگفتن آن موجب شده است که ما از پذیرش این واقعیت غافل شویم که تنهایی بخش وسیعی از ماست که باید با خود یدک بکشیم. هریک از  ما در این جهان منحصربه‌فردیم و با روش خودمان می‌توانیم جهان را نگاه کنیم!
 
تنهایی به¬طورکلی یک حس ذهنی است که در همه¬ی انسان¬ها وجود دارد با افزایش سن و آغاز سالمندی، افراد به تدریج برخی از کارکردهای فیزیولوژیک و روانی _اجتماعی  خود را از دست می¬دهند. 
کاهش قوای جسمی و سلامتی، فوت نزدیکان، مهاجرت و محرومیت از فعالیت¬های اجتماعی، سالمندان را در معرض خطر انزوا قرار می¬دهد و برای بسیاری از سالمندان تنهایی  پدیده¬ای ناخوشایند و فرساینده است. 
تنهایی با افزایش سن همراه بوده و دلیل آن کوچک شدن شبکه¬های اجتماعی است که به دلیل از دست دادن وابستگان و دوستان است و این احساس با کاهش رضایت از زندگی در ارتباط است.
احساس تنهایی منشاء بسیاری از مشکلات جسمانی و روانشناختی سالمندان از جمله: عملکرد پایین سیستم  ایمنی بدن، اختلالات خواب، تعاملات اجتماعی ضعیف، افسردگی، یأس و ناامیدی می¬باشد.
سلامت روان یک شاخص مهم در وضعیت سلامت افراد سالمند می¬باشد و اهمیت زیادی در دستیابی به سالمندی موفقیت آمیز و برخورداری از کیفیت زندگی در بین سالمندان جوامع و حتی فرهنگ¬های مختلف دارد.
بر اساس نتایج مطالعات انجام شده، سالمندانی که تنها زندگی می¬کنند از سطح پایین¬تری از امنیت برخوردارند؛ به طوری که میزان اضطراب آن¬ها در طی زندگی روزمره بیشتر بوده و این سالمندان، ترس از طرد شدگی از سوی فرزندانشان را بیشتر گزارش نموده¬اند و سالمندانی که با فرزندان خود زندگی می¬کنند از حمایت¬های روحی و روانی بیشتری برخوردارند. انزوای اجتماعی و تنها ماندن از جمله عوامل مؤثر در میزان بروز افسردگی و فراموشی در افراد سالمند است و سالمندانی که از خدمات جامعه محور سالمندی استفاده می¬کنند، در فعالیت های اجتماعی شرکت دارند و دسترسی به خدمات و مراقبت¬های سالمندی، دارند؛ اغلب از وضعیت سلامت بهتری به¬خصوص از نظر (چاقی، پوکی استخوان و ناتوانایی¬های جسمی) برخوردارند. 
یکی دیگر از عوامل مهمی که امروزه سالمندان با آن مواجه هستند و متأسفانه تأثیر بسیاری بر وضعیت سلامت روانشان می¬گذارد مهاجرت و تغییر محیط زندگی آن¬ها است. احساس تنهایی، غربت، متفاوت بودن محل زندگی، شهر و یا کشور جدید، نگرانی¬های جدایی از فرهنگ و بستگان، عدم توانایی در ایجاد ارتباط اجتماعی، عدم آشنایی و تسلط به زبان خاص کشور و شهر میزبان، در بین سالمندانی که به محل¬های دیگر مهاجرت نموده¬اند بسیار شایع است و مهمترین عامل برای بروز مشکلات روانی در سالمندان می¬باشد.
با توجه به اهمیت موضوع تنهایی در سنین سالمندی، و آنچه در کنفرانس منطقه آسیا- اقیانوسیه با موضوع "نقش خانواده، اجتماع و دولت در جوامع رو به سالمندی" در مورخ اول تا سوم آبان ماه برگزار گردید. متخصصان و محققان شرکت کننده در این کنفرانس، به اهمیت موضوع تنهایی در سنین سالمندی پرداختند و  یکی از مسبب¬های ایجاد مشکلات روانی،  به-خصوص افسردگی در سالمندان را، تنهایی سالمند دانستند. 
درمان احساس تنهایی ممکن است خطر عوارض جدی چون افسردگی را کاهش دهد، از طرفی تماس¬های اجتماعی می-تواند سبب ارتقاء سلامت این دسته از سالمندان شود. یکی از مداخلات رفتاری- شناختی برای بهبود وضعیت تنهایی سالمندان خاطره¬گویی می¬باشد. 
اروین یالوم روان درمانگر اگزیستانسیالیسم (هستی گرایی)، در مورد خاطره¬گویی این چنین می¬گوید: "سینما در اندیشه من بوی پالتویی از پوست بره ایرانی که مادرم می‌پوشید را در خاطرم زنده می¬کند، هیجان و شادی (روز ولنتاین در مدرسه ابتدایی)، بازی (شطرنج بازی با پدرم و کارت بازی با عمویم را روی میز قرمزی که از چرم و چوب آبنوس درست‌شده بود به یادم می¬آورد.) این خاطرات و هزاران خاطرات دیگر که به‌ اندازه ستاره‌های آسمان زیاد است فقط و فقط مختص من است هر کدام از این خاطرات همچون تصویری محو در ذهنم نقش بسته و با مرگ من از خاطرم می‌رود هر یک از ما در زندگی شخصی‌مان بارها تنهایی را به اشکال مختلف تجربه کرده‌ایم ولی تنهایی در عالم هستی کمتر برای ما ملموس است فقط موقعی فرد به یاد آن می‌افتد که پیر شده و خود را به مرگ نزدیک‌تر می‌باید. در چنین مواقعی به این حقیقت می‌اندیشیم که به زودی دنیای ما ناپدید می‌شود و هیچ‌یک از عزیزان نمی‌توانند در این سفر به سوی مرگ همراه و هم‌سفرمان باشد.
مؤسسه پرستاری آمریکا (ANA) در سال 1994، روش خاطره¬گویی را به عنوان مداخله¬ای برای به خاطر آوردن حوادث و احساسات و افکار گذشته که به خوش بودن، افزایش کیفیت زندگی، تطابق با زمان حال کمک می¬کند، معرفی می¬کند و همچنین آن را به عنوان یک مداخله درمانی، برای سالمندان بستری در مؤسسات پیشنهاد می نماید.
خاطره¬گویی یک روش روان شناختی و در واقع، نوعی فراخوانی گذشته است و می¬تواند برای افراد سالمند جذاب باشد. این جذابیت می¬تواند سه دلیل داشته باشد )جونز و بک لیتل، 2012). 
1- به عنوان بخشی از یک فعالیت روزانه می¬باشد که سالمند برای بیان آن نیاز به یادگیری لغات جدیدی ندارد و شکل اولیه¬ای از تجربیات شخصی او می¬باشد که به طور معنایی ایجاد می¬شود.
2- بسیاری از افراد سالخورده از طریق فرایند یادآوری، به گذشته می¬روند. یادآوری این خاطرات به افراد کمک می¬کند تا تعادل بیشتری در زندگی خودشان داشته باشند.
3- سالمندان به علت چالشی که به واسطه¬ی کمبودهای رده¬ی سنی خود در روابط اجتماعی با آن مواجه می¬شوند، تجربیات و احساسات و خاطرات را در گروه¬های کوچک با یکدیگر به اشتراک می¬گذارند و خاطره¬گویی به سالمند  کمک می¬کند تا یک مشکل توان فرسا و دشوار را برونی کند. 
خاطره¬گویی باعث افزایش توجه افراد سالمند به خودشان می¬شود و آن¬ها را در کنار آمدن با بحران¬ها و فقدان های دوره سالمندی کمک می¬کند. تحقیقات و مطالعات نشان داده¬اند که مرور تجربیات و مرور زندگی باعث بهبود روابط اجتماعی، افزایش کیفیت زندگی، بهبود سازگاری با مسائل زندگی و کاهش احساس تنهایی و افسردگی می¬شود. به¬خصوص در مورد سالمندانی که تنها زندگی می¬کنند یا دارای هسته ارتباطی محدودی هستند، ارتباط بیشتر با همسالان یا هم¬کلامی با آن¬ها و در میان گذاشتن خاطرات تلخ و شیرین گذشته¬ی خود با یکدیگر می¬تواند در ارتقای سلامت روان و کاهش احساس تنهایی ایشان مؤثر باشد.
سالمندان با بازگویی گذشته¬ی خود که دوران فعالیت آن¬ها بوده است، احساس درونی بهتری پیدا کرده و خود را در حال و هوای گذشته احساس می¬کنند که این امر منجر به خود ارزیابی بهتر وضعیت سلامتی آن¬ها شده و در انجام کارهای روزانه با انرژی بیشتری عمل می¬کنند. باتوجه به اینکه سالمندان دلایل متعددی برای احساس افسردگی و اضطراب از قبیل تنهایی، احساس بیهودگی و غیرمفیدبودن، تجربه¬ی فقدان¬ها، بازنشستگی، مشکلات اقتصادی و ناتوانی در پرکردن اوقات فراغت دارند و با در نظر گرفتن این مسأله که افسردگی و اضطراب با مؤلفه های هیجانی ارتباط دارند، به نظر می¬رسد که سالمندان با بیان خاطرات گذشته خود در جمع گروهی، احساسات مثبت و منفی خود را نسبت به گذشته بیرون ریخته و با حال آشتی می¬کنند و همین امر موجب تقلیل احساس تنهایی در آن¬ها می¬باشد.
 
 
یک زمان تنها بمانی تو ز خلق                                        در غم و اندیشه مانی تا به حلق
این تو کی باشی که تو آن واحدی                                      که خوش و زیبا و سرمست خودی
مرغ خویشی صید خویشی دام خویش                              صدر خویشی فرش خویشی بام خویش
مولانا 

 

Irvin D. Yalom MD: Existential Psychotherapy, 1980 
Pot AM, Melenhorst A-S,Onrust S,Bohlmeijer ET. (Cost)effectiveness of life review for Older Adults: Design of a randomized controlled trial. BMC Public Health 2008;8:211
Adams KB, Sanders S, Auth EA. Loneliness and depression in independent living retirement. communities: risk and resilience factors. Aging Mental Health. 2004; 8(6): 475–85.
Huang SL, Li CM, Yang CY, Chen JJ. Application of reminiscence treatment on older   people with dementia: A case study in Pingtung, Taiwan. J Nurs Res. 2009;17(2): 112-9.
Wua C, Yao G. Psychometric analysis of the short-form UCLA Loneliness Scale (ULS-8) in Taiwanese undergraduate students. Personality and Individual Differences. 2008. 44(8): 1762-71.
Zauszniewski JA, Eggenschwiler K, Preechawong S, Roberts BL, Morris DL. Effects of teaching resourcefulness skills to elders. Aging Ment Health. 2006; 10(4): 404–12.
Jones, E. D., & Beck-Little, R. (2012). The use of reminiscence therapy for the treatment of depression in rural-dwelling older adults. Issues in Mental Health Nursing, 23 (3), 279-290.
 
مرضیه صبحانی 
کارشناس ارشد روانشناسی بالینی
 
 
۲۵ فروردین ۱۳۹۸ ۱۲:۰۲
تعداد بازدید : ۳۸۲

نظرات بینندگان


نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید